دیوار های بیمارستان، بیشتر از عبادتگاه ها دعا شنیده اند.....
همیشه اینگونه ایم!
همه چیز را موکول می کنیم به زمانی که چیزی در حال از دست رفتن است....
+ نوشته شده در چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶ساعت 12:49  توسط میلاد امیری |
اخر چرا موی من سفید شد؟چرا هوش من از دیگری کمتر است؟
کسی که ماهیت روزگار را پذیرفته است، می داند و می بیند که روزگار هم پیری دارد و هم سیل، هم جنگ دارد هم کشته شدن؛در یک بازی فوتبال اگر بازیکن باشی با رفتن توپ در دروازه ات غصه می خوری، اما اگر جزء داوران باشی می دانی که به دروازه رفتن توپ امری طبیعی است؛در بازی زندگی هم اینچنین است؛ اگر کسی که فقط بردن را در زندگی می پذیرد، با شکست خوردن مایوس می شود و با شکست خوردن دچار یاس می شود و با برنده شدن مغرور می گردد.
برچسب:
نویسنده: مبین اکبریپور
چه دلیلی داشت اینحرف را بزنی؟
کاش کمی سکوت در قبل از حرف هایمان بود!
کاش ای کاش دکمه برگشتی بود!دکمه ای که وقتی می زدی تو را به 10 دقیقه قبل برمی گرداند.
برچسب:
نویسنده: مبین اکبریپور
شاید گاهی کمی بیشتر به یاد مرگ بودن مارا به این بازی ساده غم بار شکاک تر کند و چه خوب است که تماشاگر این بازی بودن نه بازیچه آن!
درست است که می توان در این ورطه دنیای غم بار، شاد بود، نفس کشید و شکر گذار بود. آری حداقل کاری که میتوان کرد،لبخندی از سر عشق به اولین فردی که امروز نگاهش در نگاهمان گره خورد است.
میتوان سبز بود و باید این چنین بود...
برچسب:
نویسنده: مبین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: مبین اکبریپور
اصلا جنس این دنیا همین است.
برچسب:
نویسنده: مبین اکبریپور
https://www.memrise.com/course/1177098/zabane-ghasemi12
برچسب:
نویسنده: مبین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: مبین اکبریپور
برچسب:
نویسنده: مبین اکبریپور
دیوار های بیمارستان، بیشتر از عبادتگاه ها دعا شنیده اند.....
همیشه اینگونه ایم!
همه چیز را موکول می کنیم به زمانی که چیزی در حال از دست رفتن است....
+ نوشته شده در چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶ساعت 12:49  توسط میلاد امیری |
برچسب:
نویسنده: مبین اکبریپور